نوروز 96

گفت‌و‌گو با دانشجوی پزشکی بهشتی که از دبستان به کانون آمد

اعظم قربانی دانشجوی رشته پزشکی دانشگاه شهید بهشتی، از کلاس پنجم دبستان در آزمون‌های کانون در شهر اسفراین شرکت می‌کرده است.




اعظم قربانی دانشجوی رشته پزشکی دانشگاه شهید بهشتی، از کلاس پنجم دبستان در آزمون‌های کانون در شهر اسفراین شرکت می‌کرده است. او در کنکور سراسری سال 94 موفق به کسب رتبه 25 منطقه 3 می‌شود. پدر و مادر ایشان هر دو فرهنگی هستند.


گفت‌و‌گو با دانشجوی پزشکی بهشتی که از دبستان به کانون آمد

چگونه با کانون آشنا شدی؟

من از طریق دوستانم با کانون آشنا شدم، آن‌ها در آزمون‌ها شرکت می‌کردند. از طرفی خودم هم دوست داشتم برنامه داشته باشم و بتوانم با برنامه درس بخوانم.


علت استمرار حضور شما در کانون چه بود؟

  من 8 سال متوالی در آزمون‌های کانون شرکت کردم و خوشحال بودم از اینکه آزمون‌ها به من کمک می‌کند تا بدانم چه می‌خوانم و به کجا قرار است برسم!

بعد از کلاس پنجم در سال اول و دوم راهنمایی احساس نیاز به داشتن برنامه داشتم و سال سوم راهنمایی هم برای موفقیّت در آزمون وروردی مدارس نمونه دولتی در آزمون‌ها شرکت کردم. در دوره‌ی دبیرستان هم برای موفقیّت در کنکور از همان سال اول دبیرستان برنامه داشتم و خوشبختانه نتیجه گرفتم.


تأثیر آزمون‌ها روی دانش‌آموزان دبستانی را چگونه می بینید؟

کودکان دبستانی با هم رقابت سالم و سازند‌ه‌ای دارند و چون معمولاً به به علت سبک بودن درس‌ها تمایلی به برنامه‌ریزی ندارند شرکت در آزمون‌ها و فضای رقابتی باعث افزایش انگیزه آن‌ها برای درس خواندن می‌شود.


معلمان دوره دبستانت را به خاطر داری؟

بله معلم کلاس اول من آقای کشاورز و دوم تا پنجم خانم اعلمی بودند که قبولی من را تبریک گفتند و بسیار خوشحال شدند.


تأثیر دفتر برنامه‌ریزی روی درس خواندن شما چگونه بود؟

در سال‌های دوره دبستان کم کم به پر کردن دفتر عادت کردم شاید اوایلش کمی برای من سخت بود امّا نتیجه پر کردن آن ، در دوره پیش دانشگاهی برای من پیدا شد که یک برنامه‌ریزی ماهر شده بودم و آن را دقت تمام پر می‌کردم.

دفتر کمک می کرد تا وضعیت کیفیت مطالعه‌ام را بررسی کنم مثلاً اگر در یک هفته 10 ساعت افزایش ساعت مطالعه داشتم، بررسی می‌کردم ببینم این ده ساعت روی افزایش تراز من چه تأثیری داشته است. اگر بی تأثیر بود سعی می‌کردم کیفیت مطالعه‌ام را بهتر کنم.


نقش والدین در موفقیّت شما چگونه بود؟

من برای برنامه ریزی کردن به والدینم وابسته بودم و همیشه هم این کار را انجام می‌دادیم. نقش مادرم بیشتر کمک در برنامه‌ریزی بود و نقش پدرم ایجاد انگیزه و تقویت روحیه. در دوره دبستان همیشه با مادرم برنامه‌ریزی می‌کردم و در دوره دبیرستان هم مادرم از تمام جزئیات درس خواندنم اطّلاع داشت اینکه امروز قرار است چه درسی و در چه زمانی خوانده شود.


از کودکی به رشته‌ی پزشکی علاقه داشتی؟

کمی برایم دور از دسترس بود و فکر می‌کردم شاید نتوانم پذیرفته شوم امّا کم کم به این خودباوری رسیدم که می توانم و هدفم را روی این رشته قرار دادم.