کتاب‌تکانی پرنیا

یک روز ظهر زمستانی که پرنیا به خانه آمد با شادی و انرژی مضاعفی رو کرد به من و گفت: «امروز می‌خواهم زودتر از شما خانه‌تکانی کنم و با جدیت و تمیز به سراغ عید و نیم‌سال دوم بروم.»



یک روز ظهر زمستانی که پرنیا به خانه آمد با شادی و انرژی مضاعفی رو کرد به من و گفت: «امروز می‌خواهم زودتر از شما خانه‌تکانی کنم و با جدیت و تمیز به سراغ عید و نیم‌سال دوم بروم.»

در ادامه‌ی حرف‌هایش گفت: «امروز خانم معلم به ما گفته است از امروز تصمیم بگیرید که چگونه می‌توانید بهترین نتیجه را بگیرید. در کنار سخت‌کوشی باید برنامه‌ی دقیق و شفافی داشته باشید و سعی کنید ابتدا به سراغ کتاب‌های کمک‌درسی خود بروید و ببینید کدام‌یک برای‌تان مفیدتر بوده است و به شما کمک بهتری کرده است. حتماً در طول این ترم نیز از آن استفاده کنید. اگر منبع مطالعاتی خوبی ندارید آن را جایگزین کنید. بهترین روش‌ها را برای خودتان انتخاب کنید. هر کس روش خاصی دارد. در طول روز سعی کنید با کمک اولیا درس را توضیح دهید تا میزان تسلط شما افزایش یابد.»

خیلی جالب بود! نوعی مهندسی منابع بود و تشخیص بهترین راه موفقیت و شروعی نو با گام‌های آگاهانه. من خیلی خوشم آمد و با پیشنهاد او کاملاً موافقت کردم. با او به اتاقش رفتیم و اولین خانه‌تکانی عید را به امید سالی پر از موفقیت از کتاب‌های او شروع کردیم.