حس خوبی برای امتحان دارم

چه حس زیبایی است آمدن مادر کنارم و لبخند زیبای او و جمله‌ی خسته نباشید!



روزهای امتحان در کنار همه‌ی ساعات مطالعه‌ی روزانه و تلاش برای نمره‌ی کامل شدن حس خوبی به من می‌دهد. مادرم هر روز سیب یا شاخه گلی در اتاق می‌گذارد و با ورود به اتاق حس خوب تلاش و سخت‌کوشی در من زنده می‌شود و با آمادگی کامل و انرژی مضاعف مشغول مطالعه می‌شوم. پیش‌دستی پر از خشکبار و پسته و فندق و بادام و توت که مادر از قبل روی میز گذاشته انرژی‌های ازدست‌رفته‌ام را جبران می‌کند.

چه حس زیبایی است آمدن مادر کنارم و لبخند زیبای او و جمله‌ی خسته نباشید!

چه زیباست دود اسپند روی اجاق و چرخاندش دور سرم و رد کردن هر روز از زیر قرآن!

دعای خیر مادر همیشه بدرقه‌ی راه من است. می‌دانم مادر زیر لب دعا می‌کند برای آرامش بیش‌تر من در جلسه‌ی آزمون که بتوانم همه‌ی سؤالات را پاسخ درست بدهم.

می‌خواهم زحمتش را با نمره‌ی کاملم سپاس گویم.

می‌دانم مادر چشم به راه من و لبخند من است. در وجود خودم خستگی را از بین می‌برم و هر روز بیش‌تر و بیش‌تر محکم‌تر در جلسه‌ی امتحان حاضر می‌شوم.