یک فنجان آرامش

هوای سرد اواخر پاییز شال گردن بافت دست مادر را دور گردنش پیچید و با خنده گفت: «مادر! نگران نباش! درست است که سرما خوردم اما آزمون از هر چیزی مهم‌تر است. نمی‌خواهم در خانه بمانم و حسرت بکشم.»



هوای سرد اواخر پاییز شال گردن بافت دست مادر را دور گردنش پیچید و با خنده گفت: «مادر! نگران نباش! درست است که سرما خوردم اما آزمون از هر چیزی مهم‌تر است. نمی‌خواهم در خانه بمانم و حسرت بکشم.»

بدرقه‌ی نگاه دلسوز و دعای خیر موفقیت، شد همراه روز آزمونش. در مسیر آزمون به این فکر می‌کرد که در هر شرایطی باید در مسابقه‌ی همیشگی کانون حضور داشته باشد. عامل مهم برایش رضایت از خود و عملکردش بود. عادت داشت کل عملکرد هفته‌ی قبل را در مسیر روز آزمون مرور می‌کرد و به آن نمره می‌داد. از همان روز شنبه، نوشتنِ ستون پیش‌بینی و افزایش ساعت مطالعه با در نظر گرفتن هدف‌گذاری این آزمون، تمرین تست‌های استاندارد کنکور و دور ریختن منابع متفرقه را که البته کار ساده‌ای هم نبود، به یاد می‌آورد.

در ادامه نکته‌ی مثبت کارش آن‌جا بود که با وجود کاهش شدید ساعت مطالعه به علت بیماری در روز یک‌شنبه ناامید نشد و در روزهای بعد آن را جبران کرد. آزمون غیر حضوری را روز چهارشنبه به طور کامل بررسی کرد و پنج‌شنبه ارزیابی آزمون‌های گذشته را هم مطالعه کرد.

کاغذ هدف‌گذاری را از جیب پالتو درآورد و اعداد را یک بار دیگر بررسی کرد. دفتر برنامه‌ریزی کامل‌شده را به پشتیبان داد و با خیال راحت نشست.

به فکر آرامشی بود که عصر و هنگام ارزیابی آزمون خواهد داشت. یک فنجان آرامش گرم آزمونی!

مرور مباحث حسابان
  برای شرکت در کلاس کلیک کنید( چهارم ریاضی)
دبیر : احسان کریمی