زیاده‌روی خوب است یا بد؟ / ادب پارسی

حتماً شما هم از بزرگ‌ترهای خود شنیده‌اید که در هر کار باید میانه‌رو بود.



ای یاد تو روح‌بخش جانم                                شد نام تو زیور بیانم

حتماً شما هم از بزرگ‌ترهای خود شنیده‌اید که در هر کار باید میانه‌رو بود. البته معنی این جمله این نیست که مثلاً باید در وسط خیابان، راه برویم، بلکه مفهوم کنایی این جمله این است که در هر کار باید نه خیلی کُند بود نه این‌که خیلی تند رفت. به قول ادیبان پارسی‌زبان، «اندازه نگه ‌دار که اندازه نکوست».

ولی من می‌خواهم یک صنعت شعری را به شما معرفی کنم که اصلاً کارش زیاده‌روی است و همین‌ زیاده‌روی، کلام شاعر را زیبا و دل‌نشین می‌کند.

این صنعت، اغراق نام دارد. وقتی شاعر، در توصیف چیزی تا جایی که ممکن است امور غیر واقعی و خیالی می‌آورد، از آرایه‌ی اغراق بهره برده است. مثلاً حکیم ابوالقاسم فردوسی برای توصیف شجاعت افراسیاب که از شخصیت‌های شاهنامه است، می‌گوید:

اگر کوهی از آهن در این دنیا وجود داشته باشد و نام افراسیاب را بشنود، از ترس ذوب می‌شود.

شود کوه آهن چو دریای آب                                اگر بشنود نام افراسیاب

یعنی شاعر، در بیان عظمت و شکوه و هیبت افراسیاب، افراط1 کرده است.

یا مثلاً وقتی شاعر می‌گوید:

گر برگِ گلِ سرخ کنی پیرهنش را                           از نازکی آزار رساند بدنش را

شاعر در توصیف نازکی پوست اغراق کرده است و می‌گوید اگر پیراهنی از برگ گل که بسیار لطیف است، بر او بپوشانی، پوستش آزرده می‌شود از بس نازک است!


پاورقی:

1. زیاده‌روی