بُن‌پلو / ادب پارسی

مادرجانم همیشه تأکید دارد که ما بچه‌ها از دختر و پسر، باید آشپزی یاد بگیریم و دلیلش هم برای این اصرار این است که اگر یک روز، خانه نبود ما از پسِ شکم‌مان بربیاییم.



به نام خدایی که رود آفرید                               برای طبیعت سرود آفرید

مادرجانم همیشه تأکید دارد که ما بچه‌ها از دختر و پسر، ‌باید آشپزی یاد بگیریم و دلیلش هم برای این اصرار این است که اگر یک روز، خانه نبود ما از پسِ شکم‌مان بربیاییم.

به انتخاب من قرار شد ابتدا غذاهایی را تمرین کنیم که با پلو پخته‌ می‌شوند. وقتی مادر درباره‌ی نحوه‌ی پخت  توضیح می‌داد، گفتم: «لوبیاپلو فرق چندانی با عدس‌پلو یا ماش‌پلو ندارد.» مادرم نگاه معنی‌داری به من کرد و گفت: «البته اصل همه‌ی این غذاها برنج است ولی مزه‌ها متفاوت از آب درمی‌آید.»

گفتم: «بله، درست مثل افعال که در همه‌ی آن‌ها بُن فعل یکسان است و شناسه و چیز‌هایی که به فعل متصل می‌شوند، شخص و زمان آن را تغییر می‌دهد.

مثلاً در افعال رفتم، رفتی، می‌رفتم، خواهد رفت، رفته‌ایم، ‌رفته‌ بودم، ‌رفته ‌باشند و داشتم می‌رفتم، بن فعلی «رفت» و در افعال می‌روم، بروم، دارم می‌روم، بن «رو» کار پلو را انجام می‌دهد و بقیه‌ی اجزا نقش ماش و عدس و لوبیا را ایفا می‌کنند.

مادرم خندید و گفت: «پس تو بُن‌پلو درست کن و من هم عدس‌پلو.»