میوه‌ی درخت کاج روی صندلی آرزوها

کارنامه‌ی آزمون را گرفته بود و یک‌راست آمده بود به این محل. اسم آن صندلی دیگر شده بود صندلی آرزوها!



صدای کلاغ‌ها و سکوت زمین، بازی بچه‌ها، غروب جمعه و صندلی پارک...

کارنامه‌ی آزمون را گرفته بود و یک‌راست آمده بود به این محل. اسم آن صندلی دیگر شده بود صندلی آرزوها!

در تنهایی خودش به قبولی امسال که برایش دست‌نیافتنی می‌نمود فکر می‌کرد. آخر این دومین باری بود که به هدف‌گذاری نرسیده بود.

باور کرده بود که باخته است. برگ زردی روی پاهایش افتاد. صدای شکستن آن در دستش سخن پشتیبانش را تداعی کرد:‌

«مثل میوه‌ی کاج محکم باشید نه مثل برگ پاییز.»

چرا همان روز به این جمله دقت نکرده بود! یادش آمد این جمله را در جواب کسی شنیده بود که می‌گفت:

«ارزیابی آزمون به چه کار من می‌آید؟ من که کلی درس خواندم اما نشد؟ تکنیک‌ها مگر فایده‌ای دارند؟»

شاید میو‌ه‌ی کاج هم مثل برگ پاییز در مسیر تندباد‌ها و باد و باران قرار بگیرد، اما استمرار به ماندن او را تبدیل به درختی زیبا می‌کند. استمرار در سخت‌کوشی مهم‌ترین عامل موفقیت است؛ استمرار در بازیابی، ارزیابی و مرور.

دوباره به کارنامه‌اش نگاه کرد: «اگر پاسخ اشتباه نداشتید تراز شما 5700 می‌شد». چهار درسش سمت راست خط تعادل بود. چند از 10 دو درس هم مثبت یک بود. با خرده‌برگ‌ها روی صندلی آرزوها نوشت: «مثل میوه کاج»