نوروز 96

گفتگو با فاطمه گرجی رتبه 4 کنکور که با غلبه بر مشکلات موفق شد

گفتگو با مادر و پدر فاطمه گرجی رتبه 4 منطقه 3 رشته‌ی انسانی را در زیر بخوانید...



این گفتگورا از زبان خود فاطمه گرجی آغاز می‌کنیم: 

جاده ی زندگی نباید هموار باشد وگرنه خوابمان می برد. من 6 سال گذشته در اثر تصادفی دست راستم را از دست دادم اما با امید به خدا و تلاش و پشتکار از درس جدا نشدم و درس خواندن را با انگیزه ادامه دادم (حتی از همان آغاز نوشتن با دست چپ را تمرین کردم) و در کنکور 94 انسانی رتبه‌ی 4 منطقه 3 شدم و الان در رشته‌ی حقوق تحصیل می‌کنم و توانستم والدینم را سرافزاز کنم. تصمیم نداشتم این موضوع را مطرح کنم ولی وقتی دیدم صحبت های من برای کسانی که در شرایط من هستند ممکن است انگیزه شود و امید پیدا کنند و به آن ها کمک کنم در جشن نخبگان بیان کردم. پس از مطرح کردن آن، دید دیگران به من بیشتر به دیده‌ی افتخار و تحسین بود و بیشتر پذیرفتم و با آن روبرو شدم به اعتماد به نفس من هم کمک کرد.

با توجه به این‌که شما 5 سال دانش‌آموز کانون بودید، سال‌های عضویت در کانون چه تاثیری برای شما داشت؟ از بین آموزه‌ها کدام را موثرتر می‌دانید؟

در این چند سال از همه مهم‌تر برنامه‌ریزی‌اش بود. برنامه‌ی راهبردی مثل یک نقشه و برنامه‌ریزی بود یعنی من قدم‌به قدم با این برنامه‌ریزی با این نقشه پیش می‌رفتم و جلو می‌رفتم هم یک آرامشی محسوب می‌شد که درس‌هایم را می‌خوانم و تمام می‌شود و هم قدم‌های بعدی را به وضوح می‌دیدم.

آیا مجله‌ی آزمون‌ها را مطالعه می‌کردید؟

مجله‌ی آزمون را که می‌گرفتم اول سراغ رتبه‌های برتر می‌رفتم و انگیزه می‌گرفتم و می‌خواستم ببینم آن‌ها چکار کرده‌اند چطوری درس خوانده‌اند و برایم خیلی جذاب بود و همیشه بعد آزمون‌ها مجله را می‌خواندم.

شما نقش اولیای خودتان را در موفقیتی که کسب کرده‌اید چگونه می‌دانید؟

در مورد نقش پدر و مادرم این برایم مهم بود که همیشه با من همراه بودند بعد از ظهر آزمون هم با من در جلسات آقای قلم‌چی شرکت می‌کردند و همیشه مشاوره‌هایشان از هر مشاور حرفه‌ای دیگری‌ بهتر بود اگر با من همراه نبودند و من را حمایت نمی‌کردند من این موفقیت‌ها را کسب نمی‌کردم.

تاثیرگذاری اولیا زیاد است چون دلسوز هستند و خوشبختی فرزندشان را می‌خواهند و از همه‌ی مشاوران و معلمان بیشتر او را می‌شناسند هم با روحیات او آشنا هستند هم این‌که 100 درصد بدون هیچ انتظاری صادقانه موفقیت آن‌ها را می‌خواهند پس می‌توانند بهترین مشاور آن‌ها باشند اگر حمایت والدین باشد دانش‌آموز هم تلاشش را بکند حتما موفق می‌شوند.

با توجه به این‌که تابستان‌های متوالی هم در آزمون‌های کانون شرکت داشتید، در تابستان بیشتر نگاه به آینده را جواب می‌دادید یا گذشته؟

در برنامه‌ی تابستان‌ها بیشتر نگاه به آینده را مطالعه می‌کردم و تاکیدم بر آن بود. هم این‌که مباحث نگاه به آینده جدیدتر و لذت‌بخش‌تر بود و هم این‌که کمتر خوانده می‌شود چون مباحث نگاه به گذشته را قبلا خوانده بودم و تسلط پیدا کرده بودم سعی می‌کردم تاکیدم بر نگاه به آینده باشد.

از کدام کتاب‌های کانون استفاده کردید؟

از کتاب‌های آبی کانون استفاده کردم. کتاب زرد عمومی را در تابستان خیلی استفاده کردم و زرد اختصاصی را خصوصا در نزدیک کنکور کار کردم.

بورسیه چه اثری در موفقیت شما داشت؟

برنامه‌های کانون و بورسیه100 درصد تاثیرگذار بود. برای من یک‌راهی بود مسیری و برنامه‌ای بود، شرایط درس خواندن را برای من فراهم کرده بود اگر نبود مثلا شاید رتبه‌ی من 50 می‌شد به من خیلی کمک کرد و در موفقیتم بی‌تاثیر نبود.

توصیه‌ی شما برای کنکوری‌های امسال چیست؟

این‌که از همین حالا تصمیم بگیرند که هیچ غیبتی در آزمون‌هایشان نکنند و با برنامه‌شان پیش بروند.


گفتگو با فاطمه گرجی رتبه 4 کنکور که با غلبه بر مشکلات موفق شد



...............................................

گفتگویی را که با اولیای فاطمه گرجی انجام داده ایم‌ را در زیر بخوانید:


از شغل و تحصیلات خودتان و همسرتان بگوئید:

پدر: تحصیلات اول نظری و تراشکار.

مادر: تحصیلات اول نظری و خانه‌دار.

خاطره‌ای از زندگی آموزشی فرزندتان بیان کنید:

پدر: زمانی که دخترم کودک بود از سر کار می‌آمدم به من علاقه داشت می‌آمد سلام می‌کرد دستش را می‌گرفتم و تا خانه می‌بردم با او صحبت می‌کردم و شب‌ها کنار من می‌خوابید و به من می‌گفت برایم قصه بگو و به قصه خیلی علاقه داشت و اگر مطلبی تکراری می‌گفتم آنقدر هوشیار بود می‌گفت تکراری است قصه‌ی تکراری نگو چون من تکراری دوست ندارم، با این‌که بچه بود ولی متوجه می‌شد تکراری است و من مجبور بودم در طی روز فکر کنم قصه‌ای آماده کنم که برای فاطمه خانم بگویم که شاد باشد.

آیا جلسات برترها را بعد از هر آزمون شرکت می‌کردید؟ تاثیر این جلسات بر روی موفقیت فرزندتان یا زندگی خودتان را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

مادر: با پدرش او را به کانون می‌آوردیم و هر دو شرکت می‌کردیم، حتی در زندگیمان هم اثر مثبتی داشت به فکر درس‌ خواندن افتادیم، پدرش شروع کرد به ادامه‌ تحصیل، من تصمیم گرفتم درس بخوانم سال گذشته کلاس‌ زبان می‌رفتم صحبت‌های ایشان خیلی روی ما تاثیر گذاشت و خوشحالم که دخترمان موفق شد.

پدر: خیلی برای خودمان و فرزند ما تاثیرگذار بود حتی در زندگی خودمان. خیلی راه‌ها را جلوی پای ما گذاشت و توانستیم موفق شویم وقتی دیدیم فرزندمان خوشحال است و نتیجه‌بخش است و با او همراهی کردیم که بتواند موفق‌تر شود.

چه شد که تصمیم گرفتید درس بخوانید؟ مگر در این جلسات چه چیزی گفته می‌شد یا چه عاملی سبب شد؟

ما چون می‌دیدم اولیایی هستند که تحصیل کرده هستند برای ما الگو می‌شدند ما هم دوست داشتیم که مثل آن‌ها درس بخوانیم و استفاده‌ی بهتری در زندگی‌مان داشته باشیم.

نقش شرکت در جلسات برای فاطمه گرجی:

خیلی برای فراشناختم موثر بود. باعث شد شناخت بهتری از خودم پیدا کنم در برنامه‌ریزی درس‌هایم باعث شد برنامه‌ریزی داشته باشم. موضوعاتی که مطرح می‌کردند خیلی تاثیرگذار بود مثلا هوش هیجانی و مدیریت خود آدم. هم در درس خواندن هم در برنامه‌ریزی کردن و خیلی خوب بود.

فرزند شما از چه سالی به کانون آمد و دلیل این‌که فرزندتان را در آزمون‌های کانون ثبت‌نام کردید چه بود؟ به خواسته‌ی شما او را ثبت‌نام کردید یا فرزندتان خودش تمایل به شرکت در آزمون‌ها داشت؟

5 سال کانونی بود که سال آخر با پیگیری زیاد بورسیه شد. دوست داشتم در جامعه بتواند دست کسی را بگیرد. از سال 89 به کانون آمد و پسرم قبلا کانونی بود و آزمون‌ها را شرکت می‌کرد چون نتیجه گرفت دخترم را هم در آزمون‌ها ثبت‌نام کردیم.

وضعیت حضور او در آزمون‌های کانون چگونه بود؟

خیلی یاد ندارم که غیبت داشته باشد.

چقدر کانون را در رتبه‌ای که دخترتان کسب کرد تاثیرگذار می‌دانید؟

هر کسی وقتی راهی جلوی پایش می‌گذارند و خودش هم اگر تلاش کند معلوم است که موفق می‌شود. خودش علاقمند می‌شود وقتی کسی عاشق یک برنامه‌ی درسی می‌شود علاقمند می‌شود وقتی راه جلوی پای او قرار داده شود دنبال آن می‌رود بهتر می‌تواند پیش برود.

نظر شما در مورد بورسیه چیست و به نظرتان چه تاثیری در آموزش کشور می‌گذارد؟

خیلی از پدر و مادرها هستند که در توانشان نیست شاید ذهنیت فرزندشان خیلی خوب است و می‌توانند از درس و کلاس استفاده کنند ولی چون خانواده‌‌ها در توانشان نیست از این موارد زده می‌شوند بورسیه امکاناتی را برای آن‌ها فراهم می‌کند از لحاظ امکانات بهتر می‌توانند پذیرای فرزندشان باشند.

نقش اولیا از زبان پدر: اولیا خودم از من کم پشتیبانی کردند مثلا زیاد در درس و زندگی حمایت نکردند سعی می‌کردم برای فرزندان خودم کاری کنم که در جامعه پیش بروند و باسواد باشند که فردای آینده بتوانند دست کسی را بگیرند و باعث افتخار ما باشند و اولیا باید این کارها را بکنند .

نقش اولیا از زبان مادر: خیلی رفتار و کردار پدر و مادر و پشتیبانی از فرزندشان موثر است چون واقعا پدر و مادر می‌توانند جای یک مشاور خوب برای فرزندانشان باشند من خودم از همه لحاظ در منزل پشت فاطمه را می‌گرفتم کمکش می‌کردم و پیشرفت هم کرد پدر و مادر از همه نظر نقش مهمی در پیشرفت فرزندشان دارند.

تهیه و تنظیم

ناهید منجمی