پدر و مادر آرش تاجیک: نقش ما در موفقیت فرزندمان!

ما ویژگی خانواده‌ی آرش تاجیک را در تقسیم وظایف اولیا و همراهی اولیا حتی هنگام درس خواندن (فراهم کردن فضای تحصیل و علم‌آموزی برای مادر در کنار پسر) و محیط غنی خانواده‌ی آن‌ها دیدیم:

پدر و مادر آرش تاجیک: نقش ما در موفقیت فرزندمان!

این گفتگو یکی از گفتگوهایی است که با برترها و مادر و پدر آن‌ها که سال 94-93 در جلسات برترهای تهران به همراه اولیایشان شرکت می‌کردند، انجام داده ایم. اولیا کارهای زیادی برای فرزندان انجام می‌دهند که گاه به راحتی قادر به بیان آن‌ها نیستند (دانش ضمنی دارند ولی دانش آشکار ندارند)، از جمله گفتگو، همراهی در فضای واقعی و در فضای مجازی و غیره. هر چقدر اولیا بتوانند کارهایی را که برای فرزندانشان انجام می‌دهند  بیان کنند یا بنویسند اثرگذاری نقش آن‌ها و ماندگاری موفقیت فرزندانشان بیشتر خواهد بود.

ما ویژگی خانواده‌ی آرش تاجیک را در تقسیم وظایف اولیا و همراهی اولیا حتی هنگام درس خواندن (فراهم کردن فضای تحصیل و علم‌آموزی برای مادر در کنار پسر) و محیط غنی خانواده‌ی آن‌ها دیدیم. خواندن این مصاحبه خالی از لطف نیست:


لطفا فرزندتان را معرفی کنید و بفرمائید از چه رشته‌ای چه رتبه‌ای کسب کرده‌اند؟

آرش تاجیک رتبه‌ی 61 منطقه‌ی 1 رشته‌ی ریاضی

از شغل و تحصیلات خودتان و همسرتان بگوئید:

پدر: فوق دیپلم الکترونیک و بازنشته‌ی ارتش هستم. من در طول زندگی‌ام می‌توانم بگویم که بهترین زندگی را از لحاظ خانواده دارم همه فرزندانم توانستند به جایی برسند برادر بزرگ آرش کارشناس مکانیک است و برادر دومی او ارشد مکانیک.

مادر: کارشناس آموزشی و دبیر ابتدایی که به تازگی هم در رشته‌ی مدیریت آموزشی کارشناسی ارشد قبول شده اند.

در مورد این‌که خودتان هم همزمان با تحصیل پسرتان، درس می‌خواندید صحبت می‌کنید:

من کاردانی داشتم و تازه ترم آخر کارشناسی (در رشته‌ی آموزش ابتدایی) را به پایان رساندم. در واقع چون کودکی آرش سخت بود کارشناسی من به تاخیر افتاد و در زمانی که او محصل بود من دانشجو بودم چون حجم کارم هم خیلی زیاد بود و همزمان هم تحصیل می‌کردم به آرش گفتم سال آخر مرخصی بگیرم ولی خود آرش گفت نه برو دانشگاه من اتفاقا انرژی بیشتری می‌گیرم. حتی سال گذشته آزمون ناپیوسته‌ی ارشد بود به آرش گفتم خیلی دوست دارم شرکت کنم در رشته‌ی مدیریت آموزشی شرکت کردم و مجاز هم شدم و انتخاب رشته‌ کردم در سن 53 سالگی.

ارتباط شما با مدرسه‌ی آرش چگونه بود و کدامیک از شما پیگیر آموزشی درس‌های او بودید؟

ما تقریبا کارها را تقسیم کرده بودیم، از اول تا پنجم وظایف رفت‌آمد و همراهی‌اش با من بود حتی در زمان قبل از آن و بردن به مهد و غیره. در دوران راهنمایی هم آزمون مدرسه نمونه دولتی او با من بود ولی در کل از راهنمایی وظایف به تدریج از من کمتر شد و وظایف پدرش افزایش یافت ولی به این معنا نیست که من در جریان نباشم. من اکثر جلسات که می‌توانستم شرکت کنم همراه پدرش می‌رفتم بعضی وقت‌ها پدرش می‌رفت ولی نتایج را پیگیر بودم.

گفتگو در منزل شما چه نقشی داشت؟

در منزل ما یک حالت مشورتی وجود دارد. مشورت نه تنها فقط در مورد مسائل آموزشی بلکه حتی برای خرید یک کتاب، لوازم مثلا یک موبایل و ما با هم مشورت می‌کنیم تا با هم به یک نتیجه‌ی منطقی برسیم و آن را انجام می‌دهیم.

آیا جلسات برترهای آقای قلم‌چی را بعد از هر آزمون شرکت می‌کردید؟ تاثیر این جلسات بر روی موفقیت فرزندتان یا زندگی خودتان را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

مادر: از تابستان سال سوم تمام جلسات را شرکت می‌کردیم حتی ممکن بود یک یا دو جلسه آرش نباشد ولی ما حضور داشتیم. 2 و 3 جلسه اول برترها به دلیل حجم بالای کار من، پدرش شرکت کرد؛ بعد که آمد منزل تعریف کرد من هم شرکت کردم و بعد از آن خودم تاکید کردم که حتی اگر زمانی من تنبلی کردم من را ببرند (چون ممکن بود خستگی بهم فشار بیاورد)، یکی از دلایلش این بود که من خودم خیلی استرس دارم و می‌دانستم نباید این استرس را به آرش انتقال دهم وقتی در جلسات شرکت می‌کردم آرامش پیدا می‌کردم. جالب هم این‌جا بود که خود آرش خیلی دوست داشت جلسات را شرکت کند.

پدر: یکی از کارهایی که ازین جلسات برایم خوشایند بود این بود که من تمام این آزمون‌ها را با پاسخ‌نامه‌هایش تا بعد عید نگه داشتم و یک روز پاکنی تهیه کردم و تمام آزمون‌ها و پاسخ‌نامه را پاک کردم و اگر مطالب داخل دفترچه‌ها با خودکار بود تمام سوالات را دایره می‌کشیدم تا پاسخ مشخص نباشد. در واقع آرش تمام آزمون‌ها را 2 بار امتحان داد مثلا به او می‌گفتم فردا آزمون بده اما وارد جزئیات نمی‌شدم و مداخله نمی‌کردم می‌گفتم خودت بررسی کن چون برای خودت امتحان می‌دهی و ببین ترازت چطور شده است.

در این جلسات، صحبت‌هایی که می‌شد و نفراتی که می‌دید کلی برایش تشویق بود همین‌که این‌ها کسانی بودند تقریبا هم‌تراز با آرش یا بالاتر یا کمی پایین‌تر و او می‌توانست با آن‌ها رقابت کند خیلی خوب بود. ما همواره دوست داشتیم کسی در محیط اطراف آرش باشد که هم‌تراز او باشد و او بتواند با او تعامل داشته و رقابت کند چون در مدرسه شرایط رقابت فراهم نبود و او از همه بهتر بود.

یکی از موارد دیگری که به او کمک کرد دوستان مدرسه‌اش بودند، چون آرش از همه بهتر بود از او می‌خواستند برای آن‌ها راهنما و مشاور باشد یعنی تمام آن‌چه یاد می‌گرفت درس‌ها را به دوستانش هم منتقل می‌کرد.

آیا شما به سایت کانون مراجعه می‌کردید؟ بیشتر به کدام قسمت‌ها سر می‌زدید؟

مادر: وظایف مربوط به سایت کانون با من بود. سایت کانون خیلی خوب بود قبل از این‌که بیایم کانون نمی‌دانستم قلم‌چی، سایت دارد ولی وقتی آمدم با اولیا صحبت کردم متوجه شدم سایت کانون هم وجود دارد با اطلاعاتی که داشتم وارد سایت کانون شدم و جاهایی که مشکل داشتم از آرش راهنمایی می‌خواستم. مطالب جلسات جمعه‌ها خیلی برایم مفید بود از مشاوره‌هایی که می‌گذاشتند خیلی استفاده کردم حتی از این مشاوره‌ها برای زندگی خودم و برای فرزند خودم و برای کارم و دانش‌آموزانم مطالبی را برداشت می‌کردم. هم‌چنین نفرات برتر را در سایت کانون با هم مقایسه می‌کردم. افراد موفق سال قبل را پیدا می‌کردم کارنامه‌ی آرش را بررسی می‌کردم وقتی تست می‌زد من کنارش می‌نشستم و حتی برخی مواقع در درسی که مشرف بودم مثلا عمومی‌ها منم جواب می‌دادم یا مشورت می‌کردیم و گاه در پاسخ سوالی اختلاف نظر داشتیم من یک گزینه را انتخاب می‌کردم و او گزینه‌ای دیگر اما در نهایت می‌گفتم خودت پاسخی را که فکر می‌کنی درست است وارد کن. او پاسخ خودش را می‌داد اما گاه بعدا متوجه می‌شد اشتباه کرده است می‌گفت تو درست می‌گفتی.

اوایل که به کانون آمده بود دینی را خیلی پایین می‌زد به او گفتم حیف است در این درس درصد خوبی کسب نکنی. خیلی نگران بودم پیشنهاد کردم درس به درس که می‌خواند به من توضیح بدهد با این کار خیلی رشد کرد ولی دیفرانسیل و انتگرال را که به من می‌گفت من متوجه نمی‌شدم ولی باز هم از او می‌خواستم توضیح بدهد. حتی برخی از مواقع از او می‌پرسیدم بعضی وقت‌ها علتش را متوجه می‌شد برای من علت اشتباه کردنش را توضیح می‌داد و من گوش می‌کردم ممکن بود من شاید متوجه هم نشوم ولی گوش می‌کردم و تشویق می‌کردم. می‌گفتم همین که علتش را فهمیدید را بگویید.

فرزند شما از چه سالی به کانون آمد و وضعیت حضور او در آزمون‌های کانون چگونه بود؟ نقش کانون را در موفقیت او چگونه می‌دانید؟

سوم دبیرستان

پدر:آرش گفت می‌خواهم به کانون بروم ثبت نام کردیم و تا یک مدت در امیرکبیر آزمون داد بعد به او پیامک آمد با توجه به این‌که تراز او بالاست باید در ساختمان انقلاب کانون آزمون دهد ولی او نمی‌آمد. یک روز از او پرسیدم چرا نمی‌روی گفت شما باید هر جلسه در جلسات برترهای آقای قلم‌چی شرکت کنید و او نگران بود که ما اذیت شویم! گفتم مشکلی نیست ما شرکت می‌کنیم و آمدیم و تمام جلسات را بدون استثنا بعد از آن شرکت کردیم.

مادر: من پیش همکارانم هم تعریف می‌کنم و من الگویی شده‌ام که برای فرزندم از کانون بهره بردم اگر می‌خواست کانون نیاید من فکر نمی‌کردم مثلا رتبه‌ی 4 رقم به بالا کسب می‌کرد یکی آمدنش به کانون و آرامش و آرامش‌اش در درجه‌ی اول برای من مهم بود و در درجه‌ی بعدی برنامه‌ریزی که کانون داشت قاعدتا ما نمی‌توانستیم داشته باشیم و مرحله‌ی بعد آن رقابت بود.

تهیه و تنظیم

ناهید منجمی

پاسخ تلفنی به سوالات شما
پاسخ تلفنی به سوالات مشاوره ای و آموزشی شما

باسخ به سوالات شما در زمینه مشاوره کارنامه و هدف گذاری برای آزمون ها ، شروع مطالعه برای کنکور 97 ، روش درس خواندن ، مدیریت منابع و تکمیل ظرفیت کنکور 96 و ...

از طریق تلفن ثابت در سراسر کشور بدون پیش شماره
با شماره 9099071219 تماس بگیرید
ساعت پاسخگویی از 8 صبح تا 12 شب