گفت‌وگو با نفر اول رشته‌ی نقشه‌برداری کشور

از سال سوم هنرستان به کانون آمدم و در آزمون‌ها شرکت کردم.



لطفاً خودتان را معرفی کنید.

من عماد ایزدی از شهر منظریه از توابع شهرستان شهرضا هستم و در هنرستان شهید عابدی تحصیل می‌کردم که با خانه‌ی ما نزدیک به 1 ساعت فاصله دارد.

از چه سالی به کانون آمدید؟

از سال سوم هنرستان به کانون آمدم و در آزمون‌ها شرکت کردم.

چه شد که در آزمون‌ها ثبت نام کردید؟

آقای هادی صبوری (پسرعمه‌ام) که مدیر کانون شهرضاست ویژگی‌های آزمون‌های برنامه‌ای را برایم توضیح دادند و من ترغیب شدم که در آزمون‌ها ثبت نام کنم.  این آزمون‌ها واقعاً در موفقیت من تأثیرگذار بود؛ به طوری که معدل سال دوم من 22/14 بود ولی در عرض یک نیم‌سال که در آزمون‌ها شرکت کردم با پیشرفت چشمگیر 4 نمره‌ای مواجه شدم و معدلم 64/18 شد. این موضوع نشان‌دهنده‌ی تأثیرگذاری آزمون‌ها در معدل و در کنکور است.

وضعیت حضور شما در آزمون‌های کانون چگونه بود؟

من از زمانی که در کانون ثبت نام کردم همه‌ی آزمون‌ها را به طور منظم و بدون هیچ غیبتی شرکت کردم و شاید می‌توان گفت همین اهمیت دادن به آزمون‌ها بود که مرا به این موفقیت رساند.

کدام کتاب‌های کانون را استفاده می‌کردید؟

من اکثر کتاب‌های قهوه‌ای کانون را که مربوط به هنرستان است استفاده می‌کردم و در بعضی درس‌ها مثل شیمی 1 و فیزیک 1 و ادبیات کتاب‌های آبی را نیز استفاده می‌کردم که واقعاً کتاب‌های تأثیرگذاری هستند.

کانون چه دستاوردهایی برای شما داشت؟

کانون به من برنامه‌ریزی آموخت و توانستم با استفاده از دفتر برنامه‌ریزی برای همه‌ی روزها برنامه‌ریزی کنم و با استفاده از برنامه‌ی راهبردی آزمون‌ها که نمونه‌ی بی‌نقص یک برنامه‌ی درسی است به آن اعتماد کردم و در آخر نتیجه گرفتم. هم‌چنین آزمون‌های برنامه‌ای و دوهفته‌ای کانون باعث تثبیت مطالب در ذهن من شد که همین امر سبب موفقیت من در کنکور سراسری شد.

از تجربیات چه کسانی استفاده کردید؟

من بیش‌تر از تجربیات پشتیبان ویژه‌ام آقای میلاد عبدلی (رتبه‌ی 1 نقشه‌برداری سال قبل) استفاده کردم که واقعاً نکات و تجربیات ارزنده‌ای در اختیار من گذاشتند و همین جا از ایشان کمال تشکر را دارم.

در حال حاضر که این موفقیت بزرگ را کسب کردید چه احساسی دارید؟

احساس بسیار خوبی دارم. من فکر نمی‌کردم که رتبه‌ی 1 شوم. وقتی کارنامه‌ی کنکور سراسری را دیدم خیلی خوشحال بودم و در پوست خود نمی‌گنجیدم. به این نتیجه رسیدم که اگر انسان تلاش کند به موفقیت می‌رسد. در پایان جا دارد از پدر و مادر و برادرم تشکر کنم که در طول این سال‌ها زحمت زیادی برای من کشیدند و از همین جا دستشان را می‌بوسم.