نوروز 96

لبخند وجدان بر روی سکوی افتخار

اگر مثل داستان‌های کودکی بر روی شانه‌ی هر کدام از ما یک موجود کوچک می‌نشست و نقش وجدان ما را داشت، چه حرف‌هایی در سال کنکور به ما می‌زد؟



اگر مثل داستان‌های کودکی بر روی شانه‌ی هر کدام از ما یک موجود کوچک می‌نشست و نقش وجدان ما را داشت، چه حرف‌هایی در سال کنکور به ما می‌زد؟

شاید هر روز صبح می‌زد روی شانه‌های‌مان و می‌گفت: «درست است که رختخواب گرم و نرم و خواب صبح خیلی می‌چسبد، درست است که وقتی دوستانت دنبالت می‌آیند که با هم به گردش بروید، درست است که گوشی هوشمندت آن‌قدر نرم‌افزار و برنامه و بازی دارد که می‌تواند کل وقت تو را پر کند، درست است که سریال و فیلم‌های سینمایی این روزها بازارش گرم است، درست است که این روزها تفریح کردن آن‌قدر آسان شده که از بازی‌های کامپیوتری در منزل تا تفریحات آبی و هوایی و زمینی همه و همه در دسترس‌اند، اما این هم بدان که تمام انسان‌های موفق دنیا زحمت بلند شدن از بستر گرم را در صبح‌های سرد چشیده‌اند. شب‌بیداری و سوزش چشم و مطالعات شبانه داشتند. قدرت نه گفتن به دوستان و آشنایان را  تمرین کردند. تحمل روزهای بدون تفریح و پر از کار را داشتند. حسرت دیدن بهترین فیلم‌ها روی پرده‌ی سینما را کشیدند و صد البته لذت‌هایی هست که طعمش را فقط آن‌ها چشیده‌اند. لذت رسیدن به جایگاه و مراتب علمی، لذت باور توانایی‌های خود و از همه مهم‌تر لذت فهمیدن و درک مسائلی که خیلی‌ها از درک آن عاجزند و شاید لذت ایستادن بر روی سکوی افتخار در جشن نخبگان کانون.

کاش وجدان ما روی شانه‌مان بنشیند.

تعادل ( مسائل تعادل )‌ از شیمی چهارم دبیرستان
  برای شرکت در کلاس کلیک کنید( چهارم دبیرستان )
دبیر : فرزاد نجفی کرمی