کشتی در ساحل

با تغییر فصل و آمدن فصل پاییز، به این فکر فرورفتم که چرا طبیعت به فکر تغییر است و اصلاً چه دلیلی دارد که طبیعت تغییر می‌کند.



با تغییر فصل و آمدن فصل پاییز، به این فکر فرورفتم که چرا طبیعت به فکر تغییر است و اصلاً چه دلیلی دارد که طبیعت تغییر می‌کند.

آیا طبیعت نیاز به این تغییر دارد؟

با گشت و گذار در فضای مجازی و بررسی کردن چند صفحه به این نتیجه رسیدم علت اصلی تغییر فصل این است که نیازهایی از قبیل پدید آمدن تغییرات دمایی، ایجاد محیطی برای زندگی و به نوعی تمام قوانین و نظام حاکم بر جهان هستی نیازمند و وابسته به این تغییرات است.

پیش خودم گفتم اگر نظام حاکم و قوانین برای بقا نیاز به این تغییر دارد آیا مگر ما انسان‌ها از نظام حاکم این قوانین پیروی نمی‌کنیم؟ پس ایجاد تغییر در زندگی و فراهم کردن شرایط لازم برای موفقیت و پیشرفت به نوعی جزئی از وظیفه‌ی ماست؛ اما چرا بعضی از انسان‌ها برای پیشرفت خود حتی زحمت کمی تغییر را به خود نمی‌دهند؟

پس مشکل کار ما کجاست؟ چرا ما تغییر نمی‌کنیم؟

شاید علت اصلی عدم تغییر ما، این است که شناختی جامع و کامل از خود به دست نیاورده‌ایم. باید خودمان  را  بشناسیم و تمام نقاط ضعف و قوت خود را شناسایی کنیم و سعی کنیم از نقاط قوت بیش‌تر استفاده کنیم و نقاط ضعف خود را به سمت و سوی نقطه‌ی قوت پیش ببریم!

در طول سالیانی که با افراد مختلف در ارتباط بودم افراد بسیار بااستعدادی را دیدم که خودشان را از رسیدن به موفقیت‌ها و دستاورد‌های بیش‌تر محروم می‌کردند. همیشه با خودم می‌گفتم «ای کاش از استعدادهای‌شان اطلاع داشتند» و هر چه با آن‌ها صحبت می‌کنیم همواره با لبخندی همراه با تعجب می‌گویند «ما را چه به این کارها؟»

مگر افراد موفق و مؤثر که با تلاش و کوشش روز به روز پیشرفت‌های مختلف علمی، فرهنگی، هنری پدید می‌آید  از مریخ آمده‌اند؟

مگر نمی‌شود ما هم به چنین موفقیت‌هایی برسیم؟

شاید چون خودمان را نشناختیم، همیشه از زندگی کم خواستیم و نمی‌توانیم به جلو حرکت کنیم و ریسک ایجاد تغییر را بپذیریم.