سلاحی در برابر تنبلی (داستان آموزشی)

(رابطه‌ی تأخیر در آزمون و به همراه نداشتن دفتر برنامه‌ریزی در حوزه)



(رابطه‌ی تأخیر در آزمون و به همراه نداشتن دفتر برنامه‌ریزی در حوزه)

برداشت اول:

زنگ ساعت گوشی برای پنجمین بار شروع به آلارم دادن کرد که با ضربه‌ی محکمی خاموشش کرد. در خواب و بیداری می‌دید که در حال دویدن به سمت حوزه‌ی آزمون است اما نمی‌رسد.

- وای! باز هم خواب ماندم.

این جمله را گفت و به‌سختی از رختخواب جدا شد.

برداشت دوم:

حیاط حوزه‌ی آزمون خالی بود و دانش‌آموزان آزمون را شروع کرده بودند. کمی آن‌ طرف‌تر پشتیبانی با چند دانش‌آموزی که تأخیر داشتند صحبت می‌کرد:

- باز هم دیر آمدی یاشار. شک ندارم دفتر برنامه‌ریزی را هم نیاوردی. دقت کردی رابطه‌ی مستقیمی بین دیر آمدن‌ها و عدم استفاده‌ی تو از دفتر برنامه‌ریزی وجود دارد؟

برداشت سوم:

کلاس متأخرین و دو سه نفر دانش‌آموزی که هم‌چنان خمیازه می‌کشند. حرف‌های پشتیبان فکرش را مشغول کرده بود. یادش آمد یک هفته‌ای که دفتر برنامه‌ریزی را پر کرده بود، هم از دست بی‌خوابی راحت شده بود و هم نظم برنامه‌اش تکمیل بود. حداقل روزی 2 ساعت هم مطالعه می‌کرد. جالب بود که هیچ کدام از کسانی که تأخیر داشتند، دفتر برنامه‌ریزی نداشتند. راستی چه رابطه‌ای بین این دو موضوع است؟

با صدای مراقب به خودش آمد. وقت آزمون به پایان رسیده بود. پاسخ‌برگ سفیدمانده را تحویل مراقب داد.

برداشت چهارم:

در خانه را باز کرد و یک‌راست به اتاقش رفت.

- ماااادر... دفتر برنامه‌ریزی مرا ندیدی؟

تیتراژ پایانی:

در طی سال‌ها مشاوره با دانش‌آموزان و حضور در حوزه‌ی آزمون همیشه شاهد بودم دانش‌آموزانی که اهمیت دفتر برنامه‌ریزی و چارچوب‌ آن را جدی نمی‌گیرند به دلیل نداشتن ذهنیتی صحیح از عملکردشان و عدم نوشتن برنامه، دچار سردرگمی و بی‌نظمی می‌شوند و گاه حتی در ساعت خوابشان هم به مشکل برمی‌خورند. در حالی که بهترین ابزار برای سامان‌دهی شرایط و آرامش روانی و مطالعاتی همین دفتر برنامه‌ریزی ساده اما ارزشمند است. امتحان آن هم به قیمت موفقیت شماست.