آشنایی با ساختمان واژه‌ها در زبان فارسی به همراه تمرین هفته

مشاوره‌ی آزمون 3 مهر ـ سوم انسانی



مشاوره آزمون 3 مهرماه

آشنایی با ساختمان واژه ها در زبان فارسی

تقسیم بندی ساختمان واژه ها در زبان فارسی به این شکل است:

1. ساده: فقط یک تکواژ دارد. مانند کتاب/ شیرین/ صحرا / دف

2. غیر ساده:

الف) مرکب: دو تکواژ آزاد یا بیشتر دارد. هر یک از اجزا از نظر معنا مستقل اند و بدون دیگری هم معنی می دهند. مانند نمازخانه (نماز+ خانه)

ب) مشتق: یک تکواژ آزاد و یک یا چند وند دارد. مانند نوشته (نوشت+ ه)

ج) مشتق- مرکب: واژه ای که هم ویژگی مشتق را دارد و هم ویژگی مرکب را. مانند بزرگسالی(بزرگ+ سال+ ی)

نکته

درست فراگرفتن ساختمان واژه ها در شمارش واژه ها و تکواژها به شما کمک می کند. مبحثی که تقریباً هر سال در کنکور وجود دارد و جزو سوالات زمان بر است.

تمرین 1

در متن زیر واژه های "مشتق"، "مرکب"و "مشتق- مرکب" را پیدا کنید و اجزای آن ها را بنویسید.

"پدیدار شناسی شمس در آثار مولانا

بسیاری از محققان هنگام بررسی شخصیت شمس تبریزی همراه با مطالعه آثار مولانا به تاریخ ادبیات، دانسته ها و شنیده های خود درباره شمس و او تکیه می کنند و به پاسخ هایی می رسند که از نظر یک پدیدارشناس نمی تواند مبتنی بر حقیقت باشد. پاسخ هایی از قبیل این که شمس، صوفی یگانه و عجیب و غریبی بود که یافته های خود را تنها در اختیار مولانا گذاشت.

معمولاً محققان پس از تحقیقات طولانی به این نتیجه می رسند که نمی دانیم شمس به مولانا چه گفت! که او را تبدیل به نابغه ای کرد که هنوز پس از هشتصد سال جهان بشری حیران او مانده است.

شمس، تنها بهانه ایست تا مولانا خود را مطرح کند و به پشتوانه این پدیده بتواند سخن خود را بگوید. شمس خودِ مولاناست. چنین است که دیوان شمس، دیوان مولاناست نه شمس."

دستور تاریخی

دستور زبان، مطابق با نوع سخن گفتن مردم در هز عصر و زمانی نوشته و استفاده می شود. به عبارت دیگر، زبان عنصری پویا و زنده است.

با استفاده از متون نظم و نثر به جا مانده از زمان های قدیم، متوجه می شویم دستور زبان( از ساختار جملات گرفته تا جابجایی ضمایر و اجزای جملات) با امروز متفاوت بوده است و برای فهم بهتر متون گذشته ناگزیریم که ویژگی دستور و ساختار نحوی متون را بیاموزیم. مقوله دستور تاریخی در این زمینه به ما کمک می کند. در این بخش، فهرستی از این تفاوت ها را آورده ایم اما مثال ها را برای جلوگیری از اطاله کلام ذکر نکرده ایم.

ویژگی های جمله در متون گذشته

1. تکرار فعل و برخی واژه ها به فاصله کم در جملات (الهی اگر کاسنی تلخ است از بوستان است و اگر عبدالله مجرم است از دوستان است)

2. گاهی نهادها با یکدیگر مطابقت ندارند. مثلاً برای نهاد جمع و مفرد، فعل جمع آورده می شود.

3. اجزای جمله (مانندمفعول، متمم، مسند) جابه جا می شوند.

4. ضمایر متصل نیز گاهی جابه جا می شوند.

5. "را" انواع و معانی گوناگون داشته و فقط نشانه مفعول نبوده است.

6. گاه تمام یا بخشی از جمله حذف می شده است.

7. وجه بسیاری از فعل ها(مثل انواع ماضی و مضارع) ساختمان خاصی داشته است.

نکته

برای یافتن مرجع ضمیرها، چاره ای جز معنی کردن متون منظوم و منثور نداریم.

تمرین 2

متن و اشعار زیر را از نظر دستور تاریخی بررسی کنید.

"یکی از فضلا تعلیم ملک زاده ای همی کرد و ضرب بی محابا زدی و زجر بی قیاس کردی. پسر از بی طاقتی شکایت پیش پدر برد و جامه از تن دردمند برداشت.

اگر صد ناپسند آید ز درویش/ رفیقانش یکی از صد ندانند

وگر یک بذله گوید پادشاهی/ از اقلیمی به اقلیمی رسانند.

یکی را شنیدم از پیران مربی که مریدی را همی گفت: چندان که تعلق خاطر آدمیزاد به روزی است اگر به روزی ده بودی به مقام از ملایکه درگذشتی.

فراموشت نکرد ایزد در آن حال/ که بودی نطفه مدفون مدهوش

روانت داد و عقل و طبع و ادراک/ جمال و نطق و رای و فکرت و هوش

ده انگشتت مرتب کرد بر کف/ دو بازویت مرکب ساخت بر دوش

کنون پنداری ای ناچیز همت/ که خواهد کردنت روزی فراموش"

گلستان سعدی

پاسخ تمرین های مشاوره آزمون 20 شهریور

تمرین1

انواع تشبیه را در ابیات و عبارات زیر مشخص کنید.

زندگی آب تنی کردن در حوضچه اکنون است.( زندگی(مثل) آب تنی کردن است: تشبیه بلیغ اسنادی)

هر مرغ فکر کز سر شاخ سخن بجست/ بازش ز طُرّه تو به مضراب می زدم (مرغ فکر: تشبیه بلیغ اضافی)

به پرویزن(الک) معرفت بیخته/ به شهد عبارت برآمیخته (پرویزن معرفت/ شهد عبارت: تشبیه بلیغ اضافی)

طیاره طلایی خورشید/ چرخی زد و نشست (طیاره طلایی خورشید: تشبیه بلیغ اضافی)

تو آن درخت گلی که اعتدال قامت تو/ ببرد قیمت سرو بلندبالا را (تو درخت گل هستی: تشبیه بلیغ اسنادی)

دو چشمش بسان دو نرگس به باغ/مژه تیرگی برده از پرّ زاغ(تشبیه)

تمرین2

انواع استعاره را در ابیات و عبارات زیر مشخص کنید.

دگر ره لعبت طاووس پیکر/ گشاد از درج لؤلؤ تنگ شکر (درج: استعاره از دهان// تنگ شکر: استعاره از سخنان شیرین)= استعاره مصرحه

با کاروان حُلّه برفتم ز سیستان/ با حُلّه ای تنیده ز دل بافته ز جان (حله: استعاره از اشعار )= استعاره مصرحه

سیمای سمن شکست گیرد/ گل نامۀ غم به دست گیرد (سمن و گل: تشخیص)

پشت سر خاطره موج به ساحل صدف سرد سکون می ریزد. (موج: تشخیص)