ادب پارسی / چند کلمه حرف درباره‌ی حرف اضافه

چند روز بود که گرفتار یک مرز باریک شده بودم. می‌دانستم که حرف اضافه + اسم، متمم می‌سازد ولی این‌که این نقش، کجا متمم اسم است و کجا متمم فعل و کجا متمم قیدی، به قول امروزی‌ها مرا در چالش انداخته بود.

به نام کردگار فرد بی‌چون1                                              که ما را از عدم آورد بیرون

بعضی چیزها مرز باریکی دارند؛ یعنی تفاوتشان را فقط اهل فن درمی‌یابند. اگر چشم‌های مرا ببندند، ‌طعم آب جوش را از چای کم‌رنگ تشخیص نمی‌دهم؛ ولی قطعاً یک چایکار یا چای‌خور حرفه‌ای، پیش از چشیدن، از راه بوییدن، تفاوت این دو را درمی‌یابد.

یا مثلاً بچه که بودم فکر می‌کردم نارنگی همان پرتقال است که خود‌شیرینی2 می‌کند. حالا که بزرگ شده‌ام، باز هم تشخیص مرزها در بعضی جاها برایم دشوار است ولی می‌دانم که برای رفع این مشکل باید به اهل فن مراجعه کنم.

چند روز بود که گرفتار یک مرز باریک شده بودم. می‌دانستم که حرف اضافه + اسم، متمم می‌سازد ولی این‌که این نقش، کجا متمم اسم است و کجا متمم فعل و کجا متمم قیدی، به قول امروزی‌ها مرا در چالش انداخته بود.

این شد که نزد استاد ادبیاتم رفتم و تمام دانسته‌هایم را درباره‌ی متمم ریختم روی دایره3. دبیرمان که فوت کوزه‌گری را می‌داند4 با دو- سه حرکت فنی یادم داد که این سه قسم متمم را چگونه از هم تشخیص دهم.

1) متمم فعل: اگر فعل فقط و فقط نیاز به یک حرف اضافه برای تکمیل معنای خود دارد، متمم، فعلی است.

ما به غنای آثار ادب پارسی می‌بالیم. بالیدن به ← به غنای آثار ادب پارسی: متمم فعل

توجه: ما هرگز نمی‌توانیم مصدر بالیدن (فخر کردن) را با حروف اضافه‌ی دیگر به کار ببریم. مثلاً بالیدن در/ بالیدن از/ بالیدن با اصلاً کاربرد ندارند؛ ولی به عنوان مثال، مصدر رفتن با حروف اضافه‌ی گوناگون به کار می‌رود: رفتن به/ رفتن از/ رفتن با؛ بنابراین فعلی که از مصدر رفتن ساخته می‌شود، متمم‌خواه نیست.

2) متمم قیدی: اگر متمم از جمله قابل حذف بود، قیدی است.

مرد،‌ برای تهیه‌ی هدیه، پول کمی در جیب داشت.

3) متمم اسم: اگر اسمی در جمله نیازمند متمم باشد، متمم اسم خواهیم داشت.

آموختن به کودکان باید با لطف و نرمی همراه باشد.

کودکان: متمم اسم برای آموختن// لطف و نرمی: متمم اسم برای همراه.

توجه: بعضی از اسم‌ها برای تکمیل معنای خود به حرف اضافه‌ی ویژه نیاز دارند: تقلید از// منجر به// علاقه به// لبریز از // فروختن به// مهارت در// پرهیز از// مراجعه به// بهره‌مند از// مشتاق به// تسلط بر// آشنایی با.

این لبّ5 کلام استادم درباره‌ی حرف اضافه بود و بنده دیگر حرفی برای اضافه کردن ندارم.

پاورقی:

1. منزه از داشتن کیفیت و چگونگی

2. ایهام: طعم شیرین‌تر داشتن - خود را برای دیگران لوس و عزیز کردن

3. کنایه از بیان همه‌ی آن چه در درون دارند.

4. کنایه از دانستن تمام اسرار انجام خوب یک کار

5. مغز و برگزیده‌ی چیزی

پاسخ تلفنی به سوالات شما
پاسخ تلفنی به سوالات مشاوره ای و آموزشی شما

باسخ به سوالات شما در زمینه مشاوره کارنامه و هدف گذاری برای آزمون ها ، شروع مطالعه برای کنکور 97 ، روش درس خواندن ، مدیریت منابع و تکمیل ظرفیت کنکور 96 و ...

از طریق تلفن ثابت در سراسر کشور بدون پیش شماره
با شماره 9099071219 تماس بگیرید
ساعت پاسخگویی از 8 صبح تا 12 شب